چند روز دیگه نتایج کنکور میاد نمیدونم چی میشه ولی یادمه که خیلی زحمت کشیدم خیلی سختی کشیدم :(
پی نوشت : الان برنامه داره محاسباتشو انجام مبده و من؟! ذل زدم به آی دی روشنی که دلم برای صحبت کردن باهاش به اندازه ی کل همه ی دنیا تنگ شده :(
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 20:30  توسط mahsa
|
یکی از همین روزها برایت نامه ایی خواهم نوشت و از تپش های مسخره های قلبی برایت میگویم که با اسمت حتی ، ریتمشان عوض میشد! و من و قلبم و ریتم تپش هایش چقدر ساده ایم که هنوز دلمان برایت تنگ میشود و هنوز در این جا از تو مینویسیم ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 19:19  توسط mahsa
|
امسال اولین سالی بود که نمایشگاه کتاب نرفتم !
گفتم بیام اینجا هم یه خبر بدم ......
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 17:12  توسط mahsa
|
یه روزهایی بودن که کاش نبودن :(
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:14  توسط mahsa
|
تمام کارات رو کنار میذاری و هی دنبال حرف میگردی که شاید طرف یادش بره که خسته است بعد بر میگرده میگه "تو خیلی بیکاری گویا " و تو به هزار و یک دلیل بهش نمیگی که آدم حسابی دلم برات تنگ شده بود که ...
+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 21:43  توسط mahsa
|
و مثلا یه نوع بغضی هست که وقتی میفهمی یکی داره فراموشت میکنه یا کلا فراموشت کرده میاد سراغت و نوع دیگری هم هست که وقتی میاد سراغت که دلت تنگ کسی بشه که یادش رفته تو رو یا حتی اصلا توو یادش نبودی که حالا بخوای فکر کنی که الان دیگه نیستی ...
پ ن : این همه چرت و پرت گفتم که بگم من دلم تنگه و این بی نهایت مسخره است و این که خودمم میدونم که مسخره است خیلی بیشتر مسخره میشه و کاشکی این روزهای مسخره بگذره ......
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:33  توسط mahsa
|
و حتی بعضی از ما اینقدر درگیر زندگی شدیم که یادمون رفته وجود خیلی ها کنارمون یعنی زندگی و بدون اونها نه بهار قشنگه نه عید نه آفتاب و نه بارون .....
+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:57  توسط mahsa
|
وقتی چاره ایی ندارم وقتی هی هر چی فقط نمیشه .........
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 22:26  توسط mahsa
|
دور شدن و شاکی بودن از خدا یعنی پرت شدن وسط یه دنیا تنهایی .....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 19:29  توسط mahsa
|
رفیق یعنی بدون اینکه ازش بخوای تا آخر دنیا باهات پیاده روی کنه تا دلت نگیره از تنهایی ...
+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 18:11  توسط mahsa
|